دل نوشته

چشمان زلال تو

زلال که باشی دیگران سنگ های کف رودخانه ات می بینند بر میدارندو نشانه میرونددرست سوی خودت

[ ۱۳٩٢/٢/۳۱ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]


حکایت یک پیرمرد

توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت : می خورم به سلامتی 2 بوسه !!

بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!

.

.

گفت :

اولیش اون بوسه ای مادر از گونه بچه تازه متولد شده می بوسه و بچه نمی فهمه !

دومیش اون بوسه ای که بچه از گونه مادر فوت شدش می بوسه و مادرش متوجه نمیشه ...

[ ۱۳٩۱/۸/۱۳ ] [ ٥:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]


دلت میگیره چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟/

گاهی دلم میخواد وقتی بغض میکنم خدا از آسمون بیاد پایین اشکامو پاک کنه دستمو بگیره

وبگه:اینجا ادما اذیتت میکنند؟بیا بریم........

 

 

[ ۱۳٩۱/٦/٢٥ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]


درد مرا چه کسی میفهمد؟

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند......معنی کور شدن را گره ها می فهمند.........

سخته بالا بروی ،ساده بیایی پایین....... قصه تلخ مرا سرسره ها می فهمند....

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن،چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند.....

افسوس که نگاهت را پنهان کردی..... وتو به من یا د دادی که آرزوهایم را پنهان کنم ودر

سوگ نرسیدن به آنها فقط سکوت کنم

[ ۱۳٩۱/٥/٤ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]


آتش عشق

امروز مانده ام در افکارم......در گیرم با رشته های زنجیره ی بند  بند وجودم..........

اخر نمیتوانم باورش کنم که آتشی سوزناک بر قلبم  شعله ور کرد ومرا سوزاند ........

صدایش کرده بودم که ای با مرام  خاموشم کن با سطلی از محبت.....

با یه فرقون کوچیک از عشق .........

اما انگار نمیشنوید خواستم سمعکی بهش بدهم اما دیگر نبود که صدایم را بشنود

 

[ ۱۳٩۱/۳/٢۸ ] [ ۳:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]


تنها بهانه تو چیست؟

باران بهانه ای است برای من که تو زیر چتر من تا ته کوچه

بیایی،کاش نه بارانی بند می امد نه کوچه پایانی  داشت.........

[ ۱۳٩۱/٢/٢٩ ] [ ٩:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]


آدم های ساده را دوست دارم

                                       

آدمهایه ساده را دوست دارم همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند همانهایی که برای همه کس لبخند دارند همانهایی که بوی ناب ادم می دهند

[ ۱۳٩۱/۱/۱٢ ] [ ۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]


یکم به کفشات نگاه کن

هیچ وقت به کفشات نگاه کردی؟

دوهمراه دو عاشق با هم کثیف میشن

با هم تمیز میشن با هم با اب بارون خیس میشن

اگه یکیشون نباشه اون یکی زندگی براش بی معنی میشه

ای کاش ما ادما یکمی از کفشامون یاد میگرفتیم

 

[ ۱۳٩۱/۱/٩ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ مهتاب تنها ] [ نظرات () ]